ايرانيوز - حالا دو ناو آمريکايی به منطقه آمده اند ؛ مگر قرار است چه اتفاقی بيافتد ؟/ آقايی که مخالف سود بانکی بود حالا عليه طرح ما مصاحبه می کند/ جريان انقلاب حالا دارد از صافی عبور می کند/ ما رييس جمهور شديم اين که ناراحتی ندارد ؛ ۴ سال ديگر هم شما می شويد/ دانشجويان هندو فرياد می زدند Ahmadinejad, we love you / دانش آموزان آمريکايی به من شماره تلفن دادند تا به آنها زنگ بزنم و سخن بگويم
اشاره:
محمود احمدینژاد – رئيس دولت نهم – بار ديگر در ماه رمضان و البته بار ديگر در جمع دوستان سنتی خود (صرفاً جمعی از اعضای جامعه اسلامی مهندسين) سخنانی بر زبان آورد که در عين تفاوت؛ میتوانند در آستانه انتخابات زمينه بحث و جدلهای فراوان باشند.
اين روايتی است به قلم خبرنگاران ايرانيوز که اينبار توانسته بودند در کنار رسانههای دولتی سخنان رئيس دولت را پوشش دهند.
مسجد سلمان فارسی – به رسم هميشگی دولت نهم – ميزبان مراسم افطاری بود که به نظر میرسيد از سوی احمدینژاد برگزار شده، هر چند در خلال سخنان وی مشخص شد که اين افطاری از جيب جامعه اسلامی مهندسين و در نهاد رياست جمهوری تدارک ديده شده است. مدعوين دقايقی پيش از اذان مغرب و عشاء میرسند اما مسجد آماده برگزاری نماز جماعت نيست. پس جماعت بر محوطه آسفالت مجاور صحن مجلس به نماز میايستند و اينجاست که شهابالدين صدر – رئيس نظام پزشکی! – هم زبان به انتقاد میگشايد و میگويد: محل برگزاری نماز را به غذا اختصاص دادهاند و محل تردد خودرو را نمازخانه کردهاند!
نماز اقامه میشود و افطاری نه چندان ساده؛ توزيع میگردد و البته بینظمی آنچنان هست که سعيدلو، معاون اجرايی دولت را تقسيم کنندگان غذا نشناسند، ثمره هاشمی تکهای روزنامه هم برای اقامه نماز نيابد و زريبافان چند متر دورتر از جايگاه مسؤولان جايی به سختی برای خود دست و پا کند .
بینظمی آنچنان هست که برخی حبيبالله عسگراولادی مسلمان را در ميان جمعيت به جای احمدینژاد اشتباه بگيرند و صلوات بفرستند. ميکروفون مسجد هنگام قرائت قرآن و سخنرای عسگراولادی کار نکند و الهام مجبور شود خود را در ميان محافظان احمدینژاد قرار دهد تا به جايگاه و محراب مسجد برسد.
و البته تاخير رئيس دولت برای حضور در مسجد میرفت تا حاشيهای مشابه ديدار رئيس جمهور با خبرنگاران پديد بياورد که بالاخره با حضور ديرهنگام احمدینژاد ختم به خير شد.
عسگراولادی روزگار را به دوران داوود و جالوت تشبيه میکند، شهابالدين صدر از هم آهنگی مجلس و دولت و قوه قضائيه میگويد، غفوری فرد دولت را تاج سر اصولگرايی توصيف میکند و بالاخره نوبت به احمدینژاد میرسد که پس از اجازت گرفتن از عسگر اولادی بر صندلی نشسته و سخنان جديدی به زبان بياورد که گفتيم: حتماً میتوانند محل مباحث فراوان شوند.
دکتر محمود احمدینژاد شنبه شب در جمع تعدادی از اعضاء جامعه اسلامی مهندسين و جبهه پيروان خط امام (ره) و رهبری به تشريح نظرات خود پيرامون مسايل روز ايران و جهان پرداخت.
به گزارش ايرانيوز وی در ابتدای سخنان خود ضمن يادآوری ديدار سال گذشتهاش با جامعه اسلامی مهندسين گفت: به شما گفته بودم که موج دوم انقلاب، گستردهتر و سهمگينتر از موج نخست برپا شده و امسال فکر میکنم بايد نمونههايی از اين رويداد را برای شما يادآوری نمايم.
احمدینژاد ادامه داد: امروز مبانی نظری و روحيات مردم نه تنها در منطقه که در کل جهان درحال تغيير است و اين همان صدور انقلاب است که امام (ره) سالها پيش ترسيم نموده بودند. بر اين اساس ما امروز همان روحيه و انگيزهای که در شرق آسيا مشاهده میشود را در ميان مسيحيان و از آن جالبتر در ميان «بودائيان» هم مشاهده میکنيم.
رئيس دولت نهم ضمن ذکر خاطراتی از سفرهای خود به کشورهای مختلف دنيا طی سال گذشته تصريح کرد: چندی پيش که برای شرکت در اجلاس گروه ۸ به اندونزی سفر کرده بودم، بخشی از اين تغيير و تحول را مشاهده کردم و اين خاطرهای جالب و شنيدنی است.
وی ادامه داد: در هتل محل اقامت ما چيزی قريب به يکصد دانشجوی دختر و پسر – که هيچکدام پوشش و تيپ حزبالهی هم نداشتند! – به کارآموزی مشغول بودند. يکی از شبها که بسيار دير وقت به هتل بازمیگشتم، متوجه شدم که دوره کارآموزی اين افراد به پايان رسيده و آنها در چی چی هتل! (در اين هنگام تعدادی از مستمعين خطاب به احمدینژاد کلمه لابی را يادآوری کردند) منتظر ماندهاند تا برگههای کارآموزیشان را من امضاء کنم!
احمدینژاد ادامه داد: من به آنها گفتم: برگههای کارآموزیتان به من چه ارتباط دارد و آنها اصرارکردند که مگر تو احمدینژاد نيستی؟ پس بايد برگههای ما را امضا کنی!
جالب اينجا بود که اين کارآموزان همه جثه و اندامی چون خود من داشتند يعنی ريزه و کوچک بودند اما در ميانشان فردی بود که اندامی بزرگ و چهرهای متفاوت داشت. به او گفتم: اهل کجايی و او پاسخ داد: آلمانی هستم.گفتم : خوب حرف حسابت چيست او گفت: استقامت کنيد ؛ آ مريکا هيچ غلطی نمی تواند بکند.
رئيس دولت نهم در اين هنگام تصريح کرد: اينها اتفاقات و مواردی هستند که حتماً نمیتوان از طريق اخبار به شکل درست آنها را منتشر کرد، رسانهها و اخبار از پوشش اين موارد ناتوانند.
دکتر احمدینژاد در ادامه سخنان خود با هدف تأکيد بر گسترش موج دوم انقلاب به ذکر خاطراتی ديگر از سفرهای خارجی خود پرداخت.
وی گفت: در ادامه همان سفر به جزيره بالی وارد شديم، برنامهها به شدت متراکم و فشرده بود، اجلاس عمومی – مذاکرات دوجانبه، جلسات خصوصی و ... در اين ميان تعدادی زيادی از دانشجويان هندو به ديدار ما آمدند. آنها فرياد میزدند: Ahmadinejad, we love you (احمدینژاد ما عاشق تو هستيم). اين وضعيت را ما يک ماه بعد در کشور چين هم داشتيم. جايی که دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامهريزی کردند و سازماندهی کردند و ابراز علاقه به ما میکردند.
وی با اشاره به سفرهای آفريقايی خود ادامه داد: در يکی از همين کشورهای اطراف هم يک مورد تا ساعت ۲ نيمه شب تقاضای ديدار با ما را داشتند اما نکته جالب در سفر ما به آفريقا بود؛ جايی که ما به نماز رفتيم، نماز و سخنرانی ۲۰ دقيقه طول کشيد اما خداحافظی من با نمازگزاران ۴۵ دقيقه به طول انجاميد!
دکتر احمدینژاد همچنين به ذکر خاطراتی از سفر خود به آمريکا نيز پرداخت و گفت: در جريان سفر به آمريکا نيز وضعيت همين بود. آنجا از طرف دانشگاه کلمبيا مدام به ما فشار میآوردند که میخواهيم يک بحث علمی با شما در دانشگاه داشته باشيم. من ابتدا مخالفت میکردم چون مجبور بوديم يک روز بيشتر بمانيم و بر همين اساس میگفتم به دليل مشغوليت فراوان نمیتوانيم بياييم. منتها بعد از ورود ما به آمريکا، ديگر از طرف دانشگاه آمدند و گفتند شما حتماً بياييد. خلاصه ما قبول کرديم. ولی من همان موقع به اطرافيان گفتم که دولت آمريکا اجازه نخواهد داد اين جلسه برگزار شود چرا که سخنان ما همه چيز آنها را به هم خواهد ريخت. بعد هم ديديد که اجازه ندادند و گفتند نمیتوانيم امنيت دانشگاه را تأمين کنيم.
در آمريکا يک نکته جالب ديگر هم بود. آنها گفتند هواداران اسرائيل میخواهند عليه ما تجمع کنند. بعد ما ديديم که نهايتاً ۸۰۰ نفر در حمايت از اسرائيل به نيويورک آمده بودند، آن هم نيويورکی که تحت سيطره صهيونيستها است. تازه بعد فهميديم ۲۰۰ نفر از مخالفان اسرائيل هم آنجا رفتهاند و خلاصه کلی با هم دعوا و زد و خورد کردهاند. همين هم شد که من به خبرنگارانشان گفت: شما با اتوبوس آدم آورديد که از اسرائيل دفاع کنند، آيا پول نهارشان را هم دادهايد؟
احمدینژاد ادامه داد: دانشآموزان آمريکايی میگفتند: اينجا نمیگذارند ما صدای شما را بشنويم. اين دانشآموزان به من شماره تلفنهايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد ما صدايتان را پشت بلندگوی مدرسه میگذاريم تا همه بفهمند شما چه میگوييد.
وی تصريح کرد: خلاصه اينکه اينها همه نشانه تحول است. يعنی همان چيزی که گفتم، يعنی دنيا به سمت تحول در مبانی فکریاش حرکت کرده. در اين ميان ما ۲ وظيفه مهم داريم. اول اينکه بايستيم و پايداری کنيم و دوم آنکه الگو بدهيم.
دکتر احمدینژاد در ادامه با بيان اينکه میخواهد با جمع حاضر و برخی دوستان! شوخی کند، گفت: خيلی وقتها در موضوع هستهای من به دوستان میگويم نگران نباشيد، اينها فقط هارت و پورت میکنند اما دوستان باور نمیکنند و میگويند تو به جايی وصل هستی! من مدام میگويم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نمیداند چگونه موضوع را جمع کند اما دوستان میپرسند تو حرفهای آسمانی میزنی! بعد ما را مسخره میکنند!
باور کنيد ما از لحاظ حقوقی و از ديد افکار عمومی امروز کاملاً موفق بودهايم. من اينها را از روی اطلاع میگويم. يکی از من پرسيد؛ فلانی میگويند تو ارتباط داری. گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داری؟ با چه کسی؟ و من گفتم: با خدا ارتباط دارم. مگر خدا نگفته که هيچ راهی از کفار بر مؤمنين باز نمیشود. خوب مگر اينکه ما مومن نباشيم والا خداوند که گفتهاند: شما پيروزيد. اما همين دوستان مینشينند و میگويند احمدینژاد حرفهای عجيب و غريب میزند.
خداوند اگر ما مومن باشيم، اين پيروزی و اين معجزه را نشان میدهند. مگر حتماً بايد در اين قرن چهارده از دل کوه شتر بيرون بيايد تا دوستان قبول کنند معجزه را. مگر همين انقلاب معجزه نبود؟ مگر امام (ره) معجزه نبود؟
احمدینژاد آنگاه به تعريف اصولگرايی از ديدگاه خود پرداخت و گفت: به اعتقاد من اصل اول اصولگرايی کار برای خداست يعنی قيام الی الله. اگر اين نباشد، ديگر دسته و گروه و حزب و وابستگی فايده ندارد. مگر خيلیها نيستند که ادعا دارند در خانه امام (ره) و کنار امام (ره) بزرگ شدهاند؟ امروز آنجا کجا هستند؟ چقدر فاصله دارند؟ البته بعضیهايشان. اينها که اعتبار نمیآورند بنابراين انجام مأموريتهای مهم مستلزم کار برای خدا است.
احمدینژاد در ادامه صراحتاً به انتقاد از سخنان و مواضع تعدادی از چهرههای اصولگرا پرداخت و گفت: به اعتقاد من يکی از مشکلات اصلی ما در اين روزها بالا بودن نرخ سود بانکها است. برادری که دوست ماست، ۲ سال پيش وحشتناکترين و آتشينترين انتقادات را از سيستم سود بانکها میکرد اما همين که ما وارد موضوع شديم، حالا از دست ما ناراحت است يا چيزی ديگر، بدترين حرفها را در باره ما زدهاند و ۱۰ جا مصاحبه کردهاند. يا برادری ديگر که در دوره قبل فرياد میزدند چرا اسامی مفسدين را علام نمیکنيد، حالا که دولت میخواهد اسامی را اعلام کند، میگويد اين چه حرفی است که دولت میزند و شما داريد امنيت سرمايهگذاری را زير سؤال میبريد.
عجب! عجب! واقعاً چه شده؟ حالا ما آمديم، اشکال ندارد ۴ سال ديگر هم شما میآييد، يا اصلاً کس ديگر میآيد؟ مگر چه شده؟
احمدینژاد تصريح کرد: به اعتقاد من الان زمانی است که جريان انقلاب دارد از يک صافی عبور میکند و اين روزها در واقع روزهای جهش و کمال انقلاب است. ديگر ما عنوان و تابلو نمیخواهيم. الان مهمترين مسأله اين ا ست که ما خالص باشيم.
وی خطاب به جامعه اسلامی مهندسين گفت: البته اين موارد را در جمع شما دوستان میگويم. ما خودمان کلی در شهر تهران برای شما تراکت و تبليغ چسباندهايم تا به مجلس برويد – البته قبل از شهرداری – چون الان رسانهها اين حرفها را منتشر میکنند.
|
advertisement@gooya.com |
|
|
|
دکتر احمدینژاد بخش ديگری از سخنرانی خود در مسجد سلمان فارسی را به انتقاد از جرج بوش اختصاص داد و گفت: اين رئيس جمهور آمريکا هم مثل ماست. يعنی به ايشان هم الهام میشود. البته نه از نوع آقای الهام خودمان (خنده جمع) بلکه الهام از نوع شيطانیاش. شيطان به رئيس جمهور آمريکا الهام میکند. او (جرج بوش) گفته: جامعه جهانی در مورد ايران اعتقاددارد که فلان و بهمان. ما میگوييم شما که نماينده جامعه جهانی نيستی! شما نماينده مردم خودت هم نيستی. اگر راست میگويی به يک شهر کوچک برو در ميان مردم تا ببينی در مورد تو چه میگويند. اصلاً مردم شما اگر شما نباشيد خوشحال هم میشوند. شما استعفا بدهيد تا ببينيد مردمتان خوشحال میشوند يا ناراحت.
احمدینژاد با اشاره مجدد به موضوع انرژی هستهای گفت: آنها (غرب) ۲ کار زشت کردهاند. اول آنکه به لبنان حمله کردند تا از ما امتياز بگيرند، دوم آنکه موضوع را به شورای امنيت بردند. البته آنها خودشان الان در منجلاب ماندهاند يعنی نمیدانند با ما چه کنند. ما هم يک ميلیمتر عقب نمیرويم. اول به اين دليل که اگر کمی عقب بنشينيم يعنی حتی اگر تعليق را برای يک روز قبول کنيم، آنها میگويند پس اينها تحت فشار عقبنشينی میکنند و دوم آنکه اگر چنين کنيم آنها به همه دنيا میگويند که اينها غنیسازیشان را بالاخره متوقف کردند. مگر ما در دوره پيش همه چيزمان را متوقف نکرديم! خوب چه چيزی به دست آورديم؟البته همان زمان خيلیها میگفتند خوب اصلاً اگر کل کار هم متوقف شود مگر چه اتفاقی میافتد؟ ما چه چيزی را از دست میدهيم؟ من الان میگويم که ما به لطف خدا بسياری از مسير را جلو آمدهايم و شما هم مطمئن باشيد که آنها جرأت حمله به ما را ندارند.
وی در پايان با اشاره به اخبار منتشر شده در خصوص حرکت دو ناو آمريکايی به سمت آبهای خليج فارس گفت: اين هم از آن حرفهاست. من الان میگويم که خيالتان راحت باشد. ۲ ناو میآيند که بيايند. حالا برخی در ايران اين خبرها را در بوق کردهاند که ۲ ناو دارند میآيند. چرا ۲ ماه پيش که ۱۴۰ ناو آنها میرفتند چيزی نمیگفتيد؟ اتفاقاً من اعتقاد دارم همين که آنها میآيند يعنی ممکن نيست اتفاقی بيافتد، اگر آنها از منطقه بروند خطرناک است و معلوم میشود نقشهای دارند. مشابه همين چندوقت پيش که در جلسه شورايعالی امنيت ملی گفتم: مطمئن باشيد رفتن اين ناوهای آمريکايی از خليج فارس، شروع يک اتفاق بد است و بعد هم ديديم که جنگ لبنان را پيش آوردند.